خرید بک لینک

درباره سایت

madarneveshteha

امکانات وب

خیلی دلم می‌خوام بیام اینجا و همزمان که گریه می‌کنم یه عالمه بنویسم. از دردسرایی که این روزا توشم و حس تنهایی عمیقی که تجربه می‌کنم.

ولی هیلی خسته‌م... و چشام به زور بازه...

برچسب: نویسنده: madarneveshteha تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 14:51

به خانه برگشتم. بعد از پنج روز سخت که طولانی‌ترین خوابم سه ساعت بود، شش ساعت بیهوش شدم. وقتی بیدار شدم ساق پام تیر می‌کشید‌. درست مثل پایان سه روز پیاده روی اربعین.دلم گرفته. لابد باید خوشحال باشم که کار سخت تمام شده و حالا توی خانه‌ام هستم. ولی من عجیب دلم گرفته‌. حس غروب جمعه دارم وسط هفته. انگار به این چند روز با همه‌ی سختی‌اش حس تعلق داشتم. ولی به اینجا نه...

برچسب: نویسنده: madarneveshteha تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 14:51

صفحه بندی